POI معمولاً با آمنوره اولیه یا ثانویه بروز میکند، اگرچه برخی از زنان ممکن است به دلیل تخمکگذاری متناوب یا سایر علل خونریزی دستگاه تناسلی، خونریزی نامنظم رحمی داشته باشند.
POI ممکن است شامل طیفی از اختلال عملکرد تخمدان، از تغییرات جزئی تا توقف کامل عملکرد تخمدان باشد. بنابراین، علائم یا نشانهها ممکن است شامل ناباروری بدون دلیل، آمنوره یا خونریزی نامنظم و/یا اغلب علائم یا نشانههای کمبود استروژن (مانند پوکی استخوان ، واژینیت آتروفیک، کاهش میل جنسی) باشد. آنها همچنین ممکن است تغییراتی در خلق و خو، از جمله افسردگی، داشته باشند.
در معاینه لگن، ممکن است شواهدی از کمبود استروژن (یعنی آتروفی ولوواژینال) وجود داشته باشد. تخمدانها معمولاً کوچک و به سختی قابل لمس هستند، اما در صورت وجود التهاب تخمدان ناشی از سیستم ایمنی، ممکن است بزرگ شوند.
زنان همچنین ممکن است علائم و نشانههایی از اختلال ایجادکننده داشته باشند (مثلاً ویژگیهای بدشکلی ناشی از سندرم ترنر؛ ناتوانی ذهنی، ویژگیهای بدشکلی و اوتیسم ناشی از سندرم X شکننده؛ به ندرت، افت فشار خون وضعیتی، افزایش رنگدانهها و کاهش موهای زیر بغل و شرمگاهی به دلیل نارسایی آدرنال).
برای ارتباط با دکتر تنبلی تخمدان در تهران با دکتر طاهره فروغی فر تماس بگیرید
سطح هورمون محرک فولیکول (FSH) و استرادیول
آزمایشهایی برای رد سایر علل آمنوره یا قاعدگی نامنظم (از جمله آزمایش بارداری)
آزمایشهایی برای ارزیابی اختلالات خودایمنی مرتبط (آزمایشهای عملکرد تیروئید، گلوکز ناشتا، الکترولیتها و کراتینین)
گاهی اوقات آزمایش ژنتیک
POI در زنان زیر 40 سال که آمنوره 4 تا 6 ماهه دارند و سطح FSH آنها بالا و سطح استرادیول آنها با فاصله یک ماه از هم اندازه گیری شده است، تشخیص داده میشود ( 1 ).
این ارزیابی باید سایر علل آمنوره یا قاعدگیهای نامنظم را رد کند. آزمایشهای اولیه خون شامل اندازهگیری بتا- گنادوتروپین جفتی انسان ، FSH، استرادیول ، هورمون تحریککننده تیروئید و پرولاکتین در سرم است.
سطح FSH و استرادیول سرم به صورت هفتگی به مدت ۲ تا ۴ هفته اندازهگیری میشود؛ اگر سطح FSH بالا باشد ( بیش از ۲۰ میلیواحد بینالمللی در میلیلیتر، اما معمولاً بیش از ۳۰ میلیواحد بینالمللی در میلیلیتر) و سطح استرادیول پایین باشد (معمولاً کمتر از ۲۰ پیکوگرم در میلیلیتر)، نارسایی تخمدان تأیید میشود.
سطح هورمون آنتیمولرین نیز ممکن است اندازهگیری شود. برخی از متخصصان از این آزمایش به طور معمول در تشخیص POI استفاده نمیکنند، اما در ارزیابی ذخیره تخمدان در زنانی که مایل به باروری هستند مفید است ( 2 ). از آنجا که هورمون آنتیمولرین فقط در فولیکولهای کوچک تخمدان تولید میشود، از سطح خون این هورمون برای تشخیص کاهش ذخیره تخمدان استفاده شده است. سطح طبیعی بین 1.5 تا 4.0 نانوگرم در میلیلیتر است. سطح بسیار پایین آن نشان دهنده کاهش ذخیره تخمدان است. متخصصان غدد درونریز تولید مثل از سطح هورمون آنتیمولرین برای پیشبینی اینکه کدام زنان ممکن است به داروهای باروری پاسخ ضعیفی بدهند و به طور کلی کدام زوجها احتمال موفقیت کمتری در درمان باروری دارند، استفاده میکنند. هورمون آنتیمولرین را میتوان در هر زمانی از چرخه قاعدگی اندازهگیری کرد. آزمایشهای جدیدتر و حساستر هورمون آنتیمولرین ممکن است به پزشکان در تشخیص POI کمک کند.
آزمایشهای بیشتر بر اساس علت مشکوک انجام میشود.
مشاوره ژنتیک و آزمایش برای پیش جهش FMR1 در صورتی که زنان سابقه خانوادگی POI یا ناتوانی ذهنی، لرزش یا آتاکسی داشته باشند، اندیکاسیون دارد. کاریوتایپ در صورتی تعیین میشود که زنان مبتلا به نارسایی یا نقص تخمدان تایید شده، کمتر از 35 سال سن داشته باشند یا مشکوک به پیش جهش FMR1 باشند.
اگر کاریوتایپ طبیعی باشد یا اگر به علت خودایمنی مشکوک باشیم، آزمایشهایی برای آنتیبادیهای آدرنال و آنتیبادی ضد ۲۱ هیدروکسیلاز سرم (اتوآنتیبادیهای آدرنال) انجام میشود.
آزمایشهای آنتیبادی ضد تخمدان توصیه نمیشوند زیرا دقت آزمایش کم است ( 3 ). بیوپسی تخمدان اندیکاسیون ندارد.
اگر به علت خودایمنی مشکوک باشد، آزمایشهایی برای بررسی کمکاری تیروئید خودایمنی نیز انجام میشود؛ این آزمایشها شامل اندازهگیری هورمون تحریککننده تیروئید (TSH)، تیروکسین (T4) و آنتیبادیهای ضد تیروئید-پراکسیداز و آنتیتیروئروگلوبولین است.
اگر به نارسایی آدرنال مشکوک باشیم، اندازهگیری سطح کورتیزول صبحگاهی یا آزمایش تحریک هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک (ACTH) میتواند تشخیص را تأیید کند.
اگر سابقه، علائم و نشانهها نشاندهنده یک اختلال خاص باشند، باید آزمایشهای دیگری برای اختلال خودایمنی انجام شود.
در زمان تشخیص POI، ممکن است تراکم استخوان پایه اندازهگیری شود و سپس غربالگری روتین باید چند سال پس از تشخیص آغاز شود.
سطوح پایینتر استروژن خطر تصلب شرایین را افزایش میدهد که احتمالاً با اختلال عملکرد اندوتلیال مرتبط است. زنان مبتلا به نارسایی زودرس تخمدان باید از نظر عوامل خطر قلبی ارزیابی شوند.
از بیماران باید در مورد خشکی واژن و دیسپارونی یا سایر علائم سندرم تناسلی-ادراری یائسگی سوال شود و به صورت دورهای با معاینه لگن از نظر آتروفی ولوواژینال ارزیابی شوند.
مشکلات کنترل مثانه گاهی اوقات حتی پس از ایجاد تغییرات در سبک زندگی و امتحان کردن آموزش مثانه ادامه مییابد. وقتی گزینههای دیگر مؤثر واقع نشوند، ممکن است زمان آن رسیده باشد که با متخصص مراقبتهای بهداشتی خود در مورد اینکه آیا دارویی ممکن است برای شما مؤثر باشد یا خیر، صحبت کنید.
داروهایی برای افرادی که اغلب دچار میل ناگهانی و شدید به ادرار کردن میشوند، که به آن مثانه بیش فعال نیز میگویند، در دسترس است. همچنین برای افرادی که نشت ادرار دارند که میتواند همراه با مثانه بیش فعال اتفاق بیفتد، داروهایی در دسترس است که به آن بیاختیاری ناشی از فوریت میگویند.
برای افرادی که در حین فعالیت دچار نشت ادرار میشوند، گزینههای دارویی کمتری وجود دارد. به این حالت بیاختیاری استرسی گفته میشود. بیاختیاری استرسی میتواند باعث نشت ادرار هنگام سرفه، عطسه یا بلند کردن اجسام سنگین شود.
در اینجا نگاهی به داروهایی که معمولاً برای درمان مشکلات کنترل مثانه استفاده میشوند و عوارض جانبی احتمالی آنها میاندازیم. مصرف دارو همراه با رفتاردرمانی ممکن است مؤثرتر از مصرف دارو به تنهایی باشد.
برای درمان بی اختیاری ادرار در تهران با دکتر طاهره فروغی فر تماس بگیرید
داروهای آنتی کولینرژیک عملکرد پیامرسان شیمیایی استیل کولین را مسدود میکنند. استیل کولین سیگنالهایی را به مغز شما میفرستد که باعث انقباضات مثانه مرتبط با مثانه بیشفعال میشود. این انقباضات مثانه میتواند باعث نیاز به ادرار کردن حتی زمانی که مثانه پر نیست، شود.
داروهای آنتی کولینرژیک عبارتند از:
این داروهای تجویزی معمولاً به صورت قرص یا کپسول خوراکی مصرف میشوند. اکسی بوتینین همچنین به صورت ژل تجویزی یا برچسب پوستی که مقدار مداومی از دارو را وارد بدن میکند، موجود است.
علاوه بر این، اکسی بوتینین به صورت پچ پوستی بدون نسخه (اکسیترول مخصوص زنان) در دسترس است.
ممکن است چند هفته طول بکشد تا علائم با مصرف داروهای آنتی کولینرژیک بهبود یابند. ممکن است ۱۲ هفته طول بکشد تا اثر کامل دارو را مشاهده کنید.
شایعترین عوارض جانبی آنتیکولینرژیکها خشکی دهان و یبوست است. نوع آهسته رهش آن که یک بار در روز مصرف شود، ممکن است عوارض جانبی کمتری داشته باشد.
برای خشکی دهان، سعی کنید آبنبات سفت بمکید یا آدامس بجوید تا بزاق بیشتری تولید شود. سایر عوارض جانبی کمتر شایع شامل سوزش سر دل، تاری دید، ضربان قلب سریع، برافروختگی پوست و مشکل در ادرار کردن است. عوارض جانبی شناختی نیز ممکن است رخ دهد. این عوارض شامل مشکل در حافظه و گیجی است.
چسب پوستی اکسی بوتینین ممکن است باعث سوزش پوست شود. پزشک ممکن است پیشنهاد کند که محل چسب را تغییر دهید.
میرابگرون دارویی است که برای درمان انواع خاصی از بیاختیاری ادرار تأیید شده است. این دارو عضله مثانه را شل میکند و میتواند میزان ادراری را که مثانه میتواند نگه دارد افزایش دهد. همچنین ممکن است میزان ادرار کردن در یک زمان را افزایش دهد. این امر ممکن است به شما کمک کند مثانه را کاملتر تخلیه کنید. میرابگرون به صورت قرص یا گرانول موجود است.
برخی از عوارض جانبی رایج میرابگرون شامل حالت تهوع، اسهال، یبوست، سرگیجه و سردرد است. این دارو میتواند فشار خون را افزایش دهد. فشار خون شما باید در طول مصرف این دارو کنترل شود.
میرابگرون میتواند با سایر داروها تداخل داشته باشد. قبل از شروع مصرف میرابگرون، لیست کاملی از داروهای مصرفی خود را در اختیار پزشک قرار دهید.
تزریق بوتاکس به عضله مثانه ممکن است برای افرادی که مثانه بیش فعال یا بیاختیاری ادرار دارند، مفید باشد. بوتاکس عملکرد استیل کولین را مسدود میکند و باعث میشود انقباضات غیرارادی مثانه کمتر شود. این میتواند فوریت ادرار و سایر علائم بیاختیاری ادرار را کاهش دهد.
بوتاکس ممکن است برای افرادی که به داروهای دیگر پاسخ ندادهاند مفید باشد. مزایای آن میتواند تا چند ماه دوام داشته باشد. متخصص مراقبتهای بهداشتی شما ممکن است تکرار تزریقات را یک یا دو بار در سال توصیه کند.
مطالعات نشان دادهاند که بوتاکس علائم بیاختیاری را به طور قابل توجهی بهبود میبخشد. عوارض جانبی شامل احتباس ادرار است که زمانی اتفاق میافتد که مثانه هنگام ادرار کردن به طور کامل خالی نمیشود. برخی تحقیقات همچنین نشان میدهد که ممکن است عفونتهای دستگاه ادراری را افزایش دهد.
سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) هشدار میدهد که ممکن است پس از استفاده از بوتاکس، چه برای موارد تایید شده و چه برای موارد تایید نشده، عوارض جانبی رخ دهد. این عوارض میتواند شامل قطع تنفس و مرگ باشد.
پس از یائسگی، بدن استروژن کمتری تولید میکند. این کاهش استروژن ممکن است به تضعیف بافتهای حمایتی اطراف مثانه و لولهای که اجازه میدهد ادرار از بدن خارج شود، منجر شود. این میتواند به بیاختیاری ادرار ناشی از استرس منجر شود.
استفاده از استروژن موضعی با دوز پایین ممکن است مفید باشد. این دارو به شکل کرم، حلقه یا پچ واژنی موجود است. استروژن ممکن است به ترمیم بافتهای واژن و مجاری ادراری کمک کند تا برخی از علائم تسکین یابد.
استروژن موضعی ممکن است برای افرادی که سابقه سرطانهای حساس به هورمون دارند، ایمن نباشد. برای سنجش خطرات و فواید آن با پزشک خود مشورت کنید.
هورمون درمانی ترکیبی با استروژن موضعی متفاوت است و دیگر برای درمان بیاختیاری ادرار استفاده نمیشود. درمان با استروژن خوراکی قرصهایی است که از طریق دهان مصرف میکنید. همچنین با استروژن موضعی متفاوت است. درمان با استروژن خوراکی ممکن است علائم بیاختیاری را بدتر کند.
در صورت استفاده صحیح، درمان موضعی با استروژن معمولاً عوارض جانبی ایجاد نمیکند.
ایمیپرامین یک داروی ضد افسردگی سه حلقهای است. این دارو باعث شل شدن عضله مثانه میشود، در حالی که باعث انقباض عضلات صاف در گردن مثانه میشود. این دارو ممکن است برای درمان بیاختیاری مختلط، که ترکیبی از بیاختیاری فوریتی و استرسی است، استفاده شود.
ایمیپرامین میتواند باعث خوابآلودگی شود، بنابراین اغلب در شب مصرف میشود. به همین دلیل، ایمیپرامین ممکن است برای بیاختیاری شبانه مفید باشد. همچنین ممکن است برای کودکانی که شبها شبها رختخواب خود را خیس میکنند مفید باشد. ایمیپرامین معمولاً برای بزرگسالان مسن مناسب نیست.
عوارض جانبی جدی ایمیپرامین نادر است، اما میتواند شامل مشکلات قلبی و عروقی باشد. این عوارض ممکن است شامل ضربان قلب نامنظم و سرگیجه یا غش ناشی از فشار خون پایین هنگام ایستادن سریع باشد. کودکان و سالمندان ممکن است به ویژه در معرض خطر این عوارض جانبی باشند.
سایر عوارض جانبی ممکن است شامل خشکی دهان، تاری دید و یبوست باشد. داروهای ضد افسردگی سه حلقهای با سایر داروها تداخل دارند. مطمئن شوید که پزشک شما از تمام داروهایی که مصرف میکنید مطلع است.
بارداری و زایمان تجربیات متحولکنندهای برای بدن یک زن هستند و از بسیاری جهات بر آن تأثیر میگذارند. یکی از مناطقی که ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد ، کف لگن است که دیافراگم لگنی است. این عضلات از رحم، مثانه، روده بزرگ و رکتوم پشتیبانی میکنند.
این عضلات ممکن است تحت تأثیر بارداری و زایمان قرار گیرند و برخی از عملکردهای حیاتی آنها تغییر کند. این موارد میتواند شامل مکانیسمهای کنترل مدفوع و ادرار و حمایت از دیوارههای واژن و رحم باشد. حمایت کمتر میتواند منجر به افتادگی شود . آسیب به عضلات و اعصاب کف لگن نیز ممکن است منجر به علائم درد لگن شود که با یا بدون رابطه جنسی رخ میدهد.
حدود ۵۰٪ از زنان باردار حتی قبل از زایمان علائم اختلالات کف لگن را تجربه میکنند. در دوران بارداری، زنان تمایل به افزایش وزن دارند - نه فقط وزن نوزاد، بلکه وزن ناشی از جفت، افزایش حجم خون و بزرگ شدن رحم. وزن اضافی فشار بیشتری را بر عضلات کف لگن وارد میکند و در نتیجه خطر بیاختیاری ادرار را افزایش میدهد.
یبوست در دوران بارداری، به خصوص در سه ماهه سوم، شایع است. وزن رحم در حال رشد و تغییرات هورمونی میتواند بر هضم غذا تأثیر بگذارد و منجر به دفع مدفوع کم یا دشوار شود. هرگونه فشار و استرس مرتبط میتواند عضلات و اعصاب کف لگن را بیشتر تضعیف کند.
بدن همچنین در دوران بارداری دچار تغییرات هورمونی قابل توجهی میشود که بر سلامت کف لگن تأثیر میگذارد. جفت، هورمون ریلکسین را ترشح میکند تا انعطافپذیری رباطهای لگن را افزایش داده و دهانه رحم را نرم کند. این تغییرات بدن را برای زایمان آماده میکند. در نتیجه، اتصال بین استخوانهای لگن شلتر میشود و در نتیجه انعطافپذیری و بیثباتی افزایش مییابد.
برخی از زنان بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات کف لگن هستند و این خطر با بارداری افزایش مییابد. زنانی که سابقه یبوست مزمن، اختلالات بافت همبند یا سیگار کشیدن دارند، در معرض خطر بیشتری هستند. زنانی که چاق هستند یا سابقه بلند کردن مکرر اجسام سنگین، چه در محل کار و چه از طریق تمرینات وزنهبرداری دارند، نیز میتوانند در معرض خطر بیشتری باشند.
اختلالات کف لگن به راحتی قابل تشخیص نیستند، زیرا علائم آنها میتواند شبیه سایر بیماریها باشد. به عنوان مثال، درد لگن ممکن است با آندومتریوز اشتباه گرفته شود، در حالی که علائم مربوط به مثانه ممکن است شبیه برخی از مشکلات کف لگن باشد. این همپوشانی، تشخیص اینکه آیا علائم مربوط به بارداری است یا اختلالات کف لگن را دشوار میکند.
علاوه بر این، کف لگن به راحتی توسط خود زن یا تیم مراقبتهای بهداشتی او قابل مشاهده و معاینه نیست.
زایمان و وضع حمل از عوامل خطر اختلالات کف لگن محسوب میشوند. زایمان طبیعی، به ویژه، به عنوان مهمترین عامل خطر در نظر گرفته میشود. در طول زایمان، عضلات کف لگن تحت فشار زیادی قرار میگیرند، به خصوص در مرحله دوم زایمان که فشار فعال وجود دارد. این خطر با زایمانهای جراحی با استفاده از وکیوم یا فورسپس افزایش مییابد.
زایمان قبل از سزارین نیز خطر ابتلا به اختلالات کف لگن را افزایش میدهد.
کف لگن برخی از زنان انعطافپذیرتر است و میتواند به سرعت بهبود یابد، در حالی که برخی دیگر ممکن است بیشتر مستعد مشکلات پایدار باشند. مطالعات نشان میدهد که هرچه یک زن زایمانهای واژینال بیشتری داشته باشد، احتمال ابتلا به اختلال عملکرد کف لگن در او بیشتر است.
اختلالات کف لگن در دوران بارداری قطعی نیست. همانطور که زنان باردار ویتامینهای دوران بارداری مصرف میکنند و از مصرف الکل برای کاهش خطرات برخی از بیماریهای مادرزادی خودداری میکنند، میتوانند اقداماتی را برای کاهش خطر اختلالات کف لگن انجام دهند.
من به بیماران توصیه میکنم که قبل از زایمان در کلاسهای زایمان شرکت کنند. این کلاسها اغلب شامل تمرینات کششی و تنفسی برای کمک به هماهنگی دیافراگم و عضلات کف لگن در طول زایمان هستند. یوگای بارداری و ماساژ پرینه میتوانند با بهبود انعطافپذیری و قابلیت کشش بافتها، کف لگن را آماده کنند تا خطر آسیبهای پرینه در هنگام زایمان را کاهش دهند.
تمرینات کگل وقتی به درستی انجام شوند، عضلات کف لگن را تقویت میکنند. حدود ۴۰٪ از افراد در اولین بار کگل را به درستی انجام نمیدهند. اگر مطمئن نیستید یا سوالی دارید، یک فیزیوتراپیست میتواند به شما در شناسایی عضلات صحیح کمک کند.
یک مربی زایمان، پرستار ماما یا متخصص زنان و زایمان میتواند حرکات کششی و کلاسهایی را برای آمادهسازی عضلات کف لگن شما برای زایمان توصیه کند.
زنانی که در دوران بارداری علائم اختلالات کف لگن را تجربه میکنند، باید برای جلوگیری از عوارض بیشتر، به دنبال درمان باشند. علاوه بر این، اصلاح سبک زندگی، مانند ورزش منظم، رژیم غذایی سالم و مدیریت صحیح یبوست مزمن، میتواند به کاهش خطر ابتلا به اختلالات کف لگن کمک کند.
بسیاری از زنان ممکن است در برههای از زندگی خود با ناراحتی ناشی از عفونت واژن مواجه شوند. عفونتهای قارچی، واژینوز باکتریایی (BV) و تریکومونیازیس سه عفونت شایع واژن هستند که میتوانند منجر به خارش، سوزش، ترشحات غیرمعمول و بوی بد واژن شوند.
در ادامه، شما را با هر یک از این عفونتهای رایج واژن آشنا میکنیم و به شما در درک علل، علائم و گزینههای درمانی آنها کمک میکنیم.
عفونت قارچی واژن یک عفونت قارچی است که منجر به سوزش، ترشح و خارش واژن و فرج میشود. عفونتهای قارچی که به عنوان کاندیدیازیس واژن نیز شناخته میشوند، در اثر رشد بیش از حد قارچی به نام کاندیدا آلبیکنس ایجاد میشوند. عفونتهای قارچی بسیار شایع هستند و تا ۷۵٪ از زنان را در برههای از زندگی خود تحت تأثیر قرار میدهند و بسیاری از زنان حداقل دو بار در طول زندگی خود آن را تجربه میکنند.
اگرچه عفونتهای قارچی جزو عفونتهای مقاربتی (STI) محسوب نمیشوند، اما خطر ابتلا به عفونت قارچی در اولین فعالیت جنسی افزایش مییابد. همچنین ارتباطی بین رابطه جنسی دهانی و عفونتهای قارچی وجود دارد. ورود باکتریهای جدید و تغییرات هورمونی نیز میتواند تعادل pH حساس واژن را مختل کرده و رشد بیش از حد مخمر را تحریک کند.
رشد بیش از حد مخمر میتواند نتیجه عوامل مختلفی باشد، مانند:
علائم متعددی مرتبط با عفونتهای قارچی واژن وجود دارد. علائم میتوانند از خفیف تا متوسط متغیر باشند و معمولاً شامل موارد زیر هستند:
اقدامات مختلفی وجود دارد که میتوانید برای کاهش خطر عفونتهای قارچی واژن انجام دهید:
اگر عفونت قارچی داشتهاید و علائم مشابهی را تجربه میکنید، کرمهای ضد قارچ بدون نسخه ممکن است به رفع عفونت کمک کنند. اگرچه، در صورت وجود موارد زیر باید به پزشک مراجعه کنید:
پزشک شما میتواند معاینه انجام دهد، وجود عفونت قارچی را تأیید کند و یک داروی ضد قارچ خوراکی یا موضعی تجویز کند.
یک واژن سالم باکتریهای «خوب» (لاکتوباسیل) بیشتری نسبت به باکتریهای «بد» (بیهوازی) دارد. واژینوز باکتریایی (BV) زمانی رخ میدهد که باکتریهای «بد» غلبه کنند. در حالی که BV میتواند در هر سنی رخ دهد، اما بیشتر در سالهای باروری به دلیل تغییرات هورمونی که به باکتریهای خاصی اجازه رشد میدهند، رخ میدهد.
اگرچه علت دقیق BV به طور کامل شناخته نشده است، اما عوامل خطر عبارتند از:
علائم واژینوز باکتریایی عبارتند از:
انواع بوهای واژن را که طبیعی هستند و آنهایی که ممکن است نشانه ای از یک مشکل باشند، بررسی کنید.
در زیر برخی اقدامات پیشگیرانه که میتوانید برای محدود کردن خطر ابتلا به BV انجام دهید، آورده شده است:
در صورت وجود موارد زیر باید با یک متخصص مراقبتهای بهداشتی قرار ملاقات بگذارید:
اگر پزشک شما ابتلای شما به واژینوز باکتریایی (BV) را تأیید کند، یک آنتیبیوتیک خوراکی یا واژینال تجویز میکند. دارو یا کرم یا ژل را تا زمانی که تجویز شده است، حتی اگر علائم شما از بین رفته باشد، مصرف کنید تا از عود مجدد BV جلوگیری شود.
برای نکات بیشتر در مورد شیوههای بهداشتی سالم برای سلامت مطلوب فرج و واژن، این پست وبلاگ را بخوانید !
تریکومونیازیس یک عفونت مقاربتی (STI) است که توسط انگلی ایجاد میشود که در طول تماس جنسی نزدیک منتقل میشود. این انگل دستگاه تناسلی تحتانی، شامل فرج، واژن، دهانه رحم و مجرای ادرار را آلوده میکند. علائم میتوانند از چهار تا بیست و هشت روز پس از مواجهه ایجاد شوند.
بسیاری از افرادی که به تریکومونیازیس مبتلا میشوند، هیچ علامت یا نشانهای نشان نمیدهند. زنانی که علائم را نشان میدهند ممکن است موارد زیر را تجربه کنند:
مانند هر عفونت مقاربتی دیگر، بهترین راه برای کاهش قابل توجه خطر ابتلا به تریکومونیازیس، رعایت رابطه جنسی ایمن است. رعایت رابطه جنسی ایمن به این معنی است که همیشه باید از کاندوم استفاده کنید. اگر علائم تریکومونیازیس را نشان میدهید یا متوجه میشوید که شریک جنسی شما به این عفونت مبتلا است، برای تجویز آنتیبیوتیک به پزشک مراجعه کنید.
شریک (یا شرکای) جنسی شما نیز باید تحت درمان قرار گیرند و پزشک ممکن است دوز جداگانهای از آنتیبیوتیک را برای شریک زندگی شما تجویز کند. هنگام درمان تریکومونیازیس، داروی تجویز شده معمولاً فقط یک دوز است. برای جلوگیری از خطر ابتلای مجدد، به مدت یک هفته پس از اتمام مصرف آنتیبیوتیکها، رابطه جنسی نداشته باشید.
انواع HPV اغلب بر اساس اینکه آیا فرد را در معرض خطر ابتلا به سرطان قرار میدهند یا خیر، به عنوان "غیر سرطانزا" (ایجادکننده زگیل) یا "سرطانزا" (ایجادکننده سرطان) شناخته میشوند. آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان دریافت که ۱۳ نوع HPV میتوانند باعث سرطان دهانه رحم شوند و حداقل یکی از این انواع میتواند باعث سرطانهای فرج، واژن، آلت تناسلی مرد، مقعد و برخی سرطانهای سر و گردن (به ویژه اوروفارنکس، که شامل پشت گلو، پایه زبان و لوزهها میشود) شود. انواع HPV که میتوانند باعث زگیل تناسلی شوند، با انواعی که میتوانند باعث سرطان شوند، یکسان نیستند.
به طور کلی، تصور میشود که HPV مسئول بیش از ۹۰٪ سرطانهای مقعد و دهانه رحم، حدود ۷۰٪ سرطانهای واژن و فرج و ۶۰٪ سرطانهای آلت تناسلی مرد است. سرطانهای پشت گلو (اوروفارنکس) اغلب توسط تنباکو و الکل ایجاد میشوند، اما مطالعات نشان میدهد که حدود ۶۰٪ تا ۷۰٪ سرطانهای اوروفارنکس ممکن است با HPV مرتبط باشند. بسیاری از این موارد ممکن است توسط ترکیبی از تنباکو، الکل و HPV ایجاد شوند.
بیشتر افرادی که به HPV آلوده میشوند، از ابتلای خود به آن اطلاعی ندارند. معمولاً سیستم ایمنی بدن به طور طبیعی ظرف ۲ سال از شر عفونت HPV خلاص میشود. این موضوع در مورد انواع HPV سرطانزا و غیر سرطانزا صادق است. تا سن ۵۰ سالگی، حداقل ۴ نفر از هر ۵ زن در مقطعی از زندگی خود به HPV آلوده شدهاند. HPV در مردان نیز بسیار شایع است و اغلب هیچ علامتی ندارد.
وقتی سیستم ایمنی بدن نتواند از شر عفونت HPV با انواع سرطانزای HPV خلاص شود، میتواند به مرور زمان باقی بماند و سلولهای طبیعی را به سلولهای غیرطبیعی و سپس سرطان تبدیل کند. حدود ۱۰٪ از زنانی که عفونت HPV در دهانه رحم خود دارند، به عفونتهای طولانیمدت HPV مبتلا میشوند که آنها را در معرض خطر سرطان دهانه رحم قرار میدهد.
به طور مشابه، هنگامی که HPV پرخطر باقی میماند و سلولهای فرج، واژن، آلت تناسلی مردانه یا مقعد را آلوده میکند، میتواند باعث تغییرات سلولی به نام پیشسرطان شود. اگر این موارد به موقع تشخیص داده نشوند و برداشته نشوند، در نهایت ممکن است به سرطان تبدیل شوند. این سرطانها بسیار کمتر از سرطان دهانه رحم شایع هستند. اطلاعات بسیار کمتری در مورد اینکه چه تعداد از افراد مبتلا به HPV در این نواحی به سرطان مبتلا میشوند، وجود دارد