روانپزشکان پزشکانی هستند که در زمینه سلامت روان متخصص هستند. آنها در تشخیص و درمان افراد مبتلا به بیماری روانی تخصص دارند.
روانپزشکان درک عمیقی از سلامت جسمی و روانی - و نحوه تأثیر آنها بر یکدیگر دارند.
آنها به افراد مبتلا به بیماری های روانی مانند اسکیزوفرنی، افسردگی، اختلال دوقطبی، اختلالات خوردن و اعتیاد کمک می کنند.
روانپزشک چه می کند؟
روانپزشکان تمام علائم روحی و جسمی شما را ارزیابی می کنند.
آنها تشخیص می دهند و با شما همکاری می کنند تا یک برنامه مدیریتی برای درمان و بهبودی شما ایجاد کنند.
روانپزشکان درمان روانی ارائه می کنند ، داروها را تجویز می کنند و روش هایی مانند rTMS یا درمان تشنج الکتریکی را انجام می دهند .
به عنوان بخشی از کار خود، یک روانپزشک می تواند:
ارائه مراقبت های فوری برای یک بیماری روانی ناگهانی
به شما کمک می کند تا یک وضعیت سلامت روانی طولانی مدت را مدیریت کنید
در مورد تغییرات سبک زندگی مشاوره ارائه دهید
با شما به صورت انفرادی یا با شما و شریک زندگی، خانواده یا مراقبانتان کار کند
ارائه نظرات و توصیه های دوم به سایر پزشکان و متخصصان بهداشت
شما را به سایر متخصصان بهداشت ارجاع دهید
در صورت نیاز شما را در بیمارستان بستری کند.
یک روانپزشک در چه مواردی می تواند کمک کند؟
یک روانپزشک می تواند کمک ویژه ای باشد اگر وضعیت سلامت روان شما:
تشخیص پیچیده یا دشوار است
شامل ایده ها یا برنامه های خودکشی است
شدید است یا به طور ناگهانی اتفاق می افتد
نیاز به دارویی دارد که فقط یک روانپزشک می تواند تجویز کند
به درمان استاندارد از طریق GP شما (پزشک خانواده) پاسخ نمی دهد.
دلایل رایجی که ممکن است شخصی به روانپزشک مراجعه کند:
مشکلات سازگاری پس از تغییرات عمده زندگی یا استرس
اضطراب، نگرانی یا ترس
افسرده یا کم خلقی که از بین نمی رود
تفکر خودکشی
افکار صدمه زدن به دیگران
از عمد به خود صدمه زدن
انرژی بیش از حد، ناتوانی در خوابیدن، آرام شدن یا استراحت کردن
افکار منفی مداوم
تفکر وسواسی
احساس در لبه یا پرش
احساس می کنید مردم دنبال شما هستند یا می خواهند به شما آسیب برسانند
توهمات (شنیدن یا دیدن چیزهایی که وجود ندارند)
هذیان (باورهای ثابت و بدون مبنای واقعی)
افکار عجولانه، از هم گسیخته
مصرف الکل یا مواد مخدر خارج از کنترل
مشکل قمار، بازی یا سایر رفتارهای اعتیادآور
مشکلات مربوط به تصویر بدن، خوردن یا رژیم گرفتن
مشکلات حافظه
تمرکز و توجه ضعیف، بیش فعالی
خشونت، تحریک یا طغیان عاطفی
بی خوابی و سایر مشکلات خواب
شرایطی که از دوران کودکی شروع می شود مانند اوتیسم، ناتوانی ذهنی و اضطراب دوران کودکی.
گردن درد یکی از شایع ترین علائم انحطاط ستون فقرات گردنی است که در آن دیسک های گردن با افزایش سن خشک و کوچک می شوند. مطالعات شیوع این بیماری را در افراد بالای 40 سال 60 درصد در مقایسه با 25 درصد در افراد زیر 40 سال تخمین می زند.
گردن درد ناشی از بیماری دیسک گردن اغلب با دارو درمان می شود، از جمله مسکن های بدون نسخه، داروهای ضد التهابی، استروئیدها، مسکن های مخدر و قرص های کورتیزون. گرما و سرما درمانی، فیزیوتراپی، کاهش وزن و تنظیمات کایروپراکتیک نیز می توانند به تسکین ناراحتی گردن ناشی از تحلیل دیسک کمک کنند.
در صورت تداوم درد در گردن یا بروز علائم عصبی مانند گزگز و ضعف عضلانی، ممکن است جراحی ستون فقرات توصیه شود. گزینه های جراحی برای دژنراسیون ستون فقرات گردنی شامل ریزوتومی گردنی، لامینکتومی، فیوژن دیسک، دیسککتومی گردن و جایگزینی دیسک مصنوعی است.
دژنراسیون ستون فقرات گردنی یا اسپوندیلوز گردنی، اصطلاحی است که برای توصیف ساییدگی و پارگی دیسک های ستون فقرات در گردن شما که با افزایش سن اتفاق می افتد، استفاده می شود.
بیماری دژنراتیو دیسک یک بیماری شایع است و شایع ترین علت سفتی گردن و براکیالژیا است.
انحطاط ستون فقرات گردنی می تواند بدون بروز علائم شدید باشد و بیماران را از وضعیت خود ناآگاه بگذارد. گاهی اوقات، دژنراسیون دیسک گردن می تواند بر اعصاب گردن تأثیر بگذارد و علائم زیر را ایجاد کند:
ستون فقرات شامل استخوان هایی به نام مهره با فاصله های نرم بین آنها به نام دیسک است. ستون فقرات شما را می توان به سه منطقه تقسیم کرد:
تکیه گاه اصلی گردن شما از ستون فقرات گردنی شما می آید - متشکل از 7 مهره که توسط شش دیسک از هم جدا شده اند.
مهره ها از استخوان سخت ساخته شده اند که به ستون فقرات استحکام می بخشد و به انسان اجازه می دهد بایستد. دیسکها از بیرون سخت و محکم هستند، اما در داخل، با یک ماده نرمتر و ژلهمانند پر شدهاند که به عنوان ضربهگیر عمل میکند.
دیسکها برای عملکرد ستون فقرات گردنی در گردن شما ضروری هستند، زیرا آن را بالشتک، پشتیبانی و دامنه حرکتی میکنند.
روند پیری بر دژنراسیون ستون فقرات گردنی تأثیر می گذارد. با بزرگتر شدن:
هنوز دقیقاً مشخص نیست که چرا انحطاط دیسک های گردن اتفاق می افتد. پزشکان گمان می کنند که ممکن است در طول زمان به دلیل موارد زیر ایجاد شود:
مراکز پیشرو برای ارزیابی اعصاب و عضلات و تعیین شدت از روشهای آزمایشی نوآورانه و پیشرفته مانند الکترومیوگرافی (EMG)، مطالعه هدایت عصبی (NCS)، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی چندپارامتری (MRI) و سیتی اسکن استفاده میکنند. دژنراسیون در ستون فقرات گردنی
برای گردن درد ناشی از بیماری دژنراتیو دیسک گردن، پزشک احتمالاً گزینههای درمانی خودمراقبتی و غیرجراحی را برای مدیریت موثر ناراحتی شما توصیه میکند.
اگر انحطاط دیسک های گردن تنها باعث سفتی و درد در گردن شما می شود، می توان از داروهای خودمراقبتی زیر استفاده کرد:
پرده بکارت بافت نازکی است که دیواره واژن را در بر می گیرد و با از دست دادن باکرگی زن مرتبط است. در حالی که رابطه جنسی برای اولین بار باعث پاره شدن یا شکستن پرده بکارت می شود، بسیاری از رویدادهای دیگر می توانند باعث پاره شدن یا شکستن پرده بکارت شوند. برای زنانی که پرده بکارت پاره شده و به دلایل فرهنگی، مذهبی یا شخصی تمایل به ترمیم آن دارند، دکتر جان آناستازاتوس در جراحی پلاستیک لس آنجلس در بورلی هیلز، کالیفرنیا، جراحی ترمیم پرده بکارت را پیشنهاد می کند.
پرده بکارت بسیار ظریف است و می تواند از طریق بسیاری از فعالیت های دیگر غیر از رابطه جنسی آسیب ببیند. اسب سواری، ورزش های تماسی، زمین خوردن و حتی معاینات پزشکی می تواند باعث پارگی پرده بکارت شود. برای زنانی که به فرهنگهای خاصی تعلق دارند یا به سیستمهای اعتقادی دیگری تعلق دارند که ارزشی را به پرده بکارت دستنخورده نسبت میدهند، جراحی ترمیم پرده بکارت میتواند پرده بکارت را برای شب ازدواج یا اولین تجربه جنسی خود بازگرداند.
دکتر جان آناستازاتوس یک جراح پلاستیک دارای گواهی هیئت مدیره با چندین دهه تجربه در انجام جراحی های زیبایی پیچیده است. به عنوان یک متخصص هیمنوپلاستی، او می تواند با احتیاط و محرمانه عمل جراحی ترمیم پرده بکارت را انجام دهد. دکتر آناستازاتوس می تواند پرده بکارت را که اخیراً پاره شده است، ترمیم کند، تکه ها را به هم بچسباند تا اصلاح و التیام یابد، یا یک پرده بکارت جدید از یک تکه بافت واژن ایجاد کند. هر دو نوع بازسازی پرده بکارت در حدود شش هفته به طور کامل بهبود می یابند، بنابراین مهم است که زمان کافی بین عمل و مراسم عروسی یا ازدواج برای بهبودی در نظر گرفته شود.
آزار و اذیت کودک فقط به معنای کبودی دور چشم کودکان نیست. اذیت و آزار جسمانی به دلیل علائمی که از خود به جای می گذارد، مسئله بسیار تکان دهنده ای هستند.
اما همه نشانه های کودک آزاری به یک اندازه مشخص نیستند. نادیده گرفتن نیازهای کودکان، قرار دادن آنها در موقعیت هایی خطرناک بدون مراقبت ، قرار گرفتن در مقابل موقعیت های تعرض جنسی، یا القاء احساس بی ارزش به آنها یا احمق بودن به آنها نیز نوعی کودک آزاری و بی توجهی محسوب خواهد شد . این موضوع نیز می تواند آسیب های عمیقی بر روی بچه ها ایجاد کند.برای رفع این مشکل با یک روانشناس خوب مشورت کنید
با چشم پوشی از نوع سوء استفاده، نتیجه آن یک آسیب عاطفی جدی بر جای خواهد گذاشت. اما همیشه در چنین شرایطی کمک نیز در دسترس است. اگر گاحتمال میدهید کودکی از سوء استفاده یا بیتوجهی رنج می برد، ابتدای امر لازم است که با او صحبت کنید. پس از اطلاع از مشکل، کمک کنید تا کودک در اسرع وقت کمک لازم را دریافت کنند.
خب بهتر است قبل از هر چیز در مورد کودک آزاری و بی توجهی باورهای غلط را از واقعیتها تفکیک کنید. از این جهت در ادامه به بررسی این موارد میپردازیم.
تفکر اشتباه : رفتار فقط در صورتی که خشونت آمیز باشد آزار محسوب میشود.
حقیقت : بدرفتاری جسمی فقط یکی از انواع کودک آزاری است. بی توجهی به کودک، سوء استفاده جنسی و عاطفی نیز می تواند به همان میزان به او آسیب برساند. از آنجا که علائم این آزارها همیشه واضح نیستند، دیگران کمتر در این مسائل مداخله می کنند.
تفکر اشتباه : فقط افراد بد از فرزندان خود سوء استفاده می کنند.
حقیقت : همه والدین عمداً به کودکان آسیب نمی رسانند. بسیاری از آنها خود قربانی سوء استفاده شدهاند و راه دیگری برای انجام وظایف والدی خود بلد نیستند. این افراد ممکن است با مشکلات بهداشت روانی یا مشکلات سوء مصرف مواد مخدر نیز دست و پنجه نرم کنند.
تفکر اشتباه : سوء استفاده در خانواده های “خوب” اتفاق نمی افتد.
حقیقت : سوء استفاده و غفلت فقط در خانواده های فقیر یا محله های بد اتفاق نمی افتد. این رفتارها در همه گروه های نژادی، اقتصادی و فرهنگی بروز می کند. گاهی اوقات خانوادههایی که به نظر نمی رسد دچار مشکلی باشند، داستان دیگری را پشت درهای بسته پنهان می کنند.
تفکر اشتباه : بیشتر کودک آزاران غریبه ها هستند.
حقیقت : هرچند آزار و اذیت توسط افراد غریبه ها هم اتفاق می افتد. اما بیشترین سوء استفاده کنندگان از اعضای خانواده یا افراد و نزدیکان خانواده هستند.
تفکر اشتباه : کودکان بدسرپرست یا بی سرپرست همیشه به شکل یک فرد بدرفتار بزرگ می شوند.
حقیقت : درست است که کودکان بدسرپرست به احتمال زیاد همین چرخه را در بزرگسالی خود نیز تکرار می کنند و ناخودآگاه آنچه را که در کودکی تجربه کرده اند انجام میدهند. اما بسیاری از بازماندگان کودک آزاری انگیزه زیادی برای محافظت از فرزندان خود در برابر آنچه که خودشان متحمل شدهاند دارند و به والدینی عالی تبدیل میشوند.
این نوع کودکان نیاز به مشاور و روانشناس دارند پس حتما مراجغع کنید